
از کودکی بیرون می آییم، بی آنکه بدانیم جوانی چیست،ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم: سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است....
ادامه مطلب
ای کاش مدرک مان اصالت وجودمان بود نه اینکه اصالت وجودمان با مدرک سنجیده شود ای کاش هر کس خودش باشد بدون نقاب نه اینکه این نقاب آنرا شخص دیگری بنمایاند ای کاش برای خودمان زندگی کنیم آنگونه که هستیم نه اینکه برای دیگران زندگی کنیم آنگونه که نیستیم ای کاش مهربانی ها بی منت بود و بدون چشم داشت نه اینکه مهربانی رنگ باخته و به تقاضا و تمنا تبدیل شود ای کاش دوستی ها از سر اقرار و اصرار بود نه اینکه دوستی ها از سر اجبار و ادبار ای کاش با زمان حال خود اینگونه بد نمی کردیم تا اینکه اینقدر حسرت گذشته های خود را نخوریم ما کجاییم ، ما چه کردیم اینچنی...
ادامه مطلب